السيد موسى الشبيري الزنجاني

5176

كتاب النكاح ( فارسى )

عصمت بر نكاح از آن روست كه ازدواج نوعاً مانع ابتلاى شخص به بسيارى از منكرات مىگردد . نكته مشابهى در بعضى آيات هست هر چند به آيه ما نحن فيه مربوط نمىشود و آن اينكه مفسران در ذيل آيه شريفه « الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ » محصنات را بر حرائر تطبيق داده‌اند ، زيرا عفت زنان اهل كتاب براى آنان به منزله حصن و قلعه بوده است ، بر خلاف اماء كه چون معمولًا مكشوف الرأس بودند ، از مزاحمت افراد ناباب ايمن نبودند . در ماجراى بيعة النساء كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از زنان مكه كه ايمان آورده بودند ، بيعت گرفت ، از جمله موارد بيعت آن بود كه زنا نكنند . هند بنت عتبه كه در آنجا حاضر بود ، گفت : مگر حرّه زنا مىكند ( اوَ تَزْنى الحرّة « 1 » ) به هر حال آن چه به بحث ما مربوط مىشود اين است كه موجب نوعى مصونيت از گناه و فحشا مىشده و از اين جهت نكاح را عصمت تعبير كرده‌اند پس در اين آيه نكاح با كفار نهى شده است ، چون مىفرمايد : به عصمت كوافر كه ناشى از ازدواج است تمسك نكنيد . 2 ) اشكال صاحب جواهر و آقاى اراكى قدس سرّه : در جواهر استدلال به آيه شريفه نقد شده و همين اشكال در كتاب نكاح آقاى اراكى به شكلى ديگر مطرح شده كه البته قابل انتقاد است توضيح اشكال مذكور كه در جواهر آمده ، چنين است كه مراد از آيه شريفه منع از بقاء بر نكاح كوافر و ادامه دادن آن است . مفسران در شأن نزول آيه گفته‌اند كه مسلمانانى كه به مدينه مهاجرت مىكردند و زنان آنها در ميان مشركان باقى مىماندند ، مورد خطاب آيه بوده‌اند . به موجب اين آيه ، زوجيت اين زنان براى شوهران مسلمان نفى شده است . اين مطلب هم از طريق اهل سنت روايت شده و هم از طريق شيعه . از سوى ديگر ، هم اجماع و هم احاديث متعدد دال بر آن است كه اگر شوهر يك زن ذمى اسلام آورد ، لازم

--> ( 1 ) - در اين روايت آمده كه عمر بن خطاب در اين هنگام تبسم كرده ، به سبب رابطه‌اى كه با هند در جاهليت داشت ( مجمع البيان ، ذيل ممتحنه آيه 12 )